منصور سيد سجادى
72
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
گذشت . . 42 و البته اين قولى است كه كموبيش با بسيارى از نوشتههاى باستانى برابرى دارد . حدود العالم سرزمينهاى شرقى مركب از خراسان و ماوراء النهر را به چهار بخش جداگانه كرده است و شايد يكى از علل اين تقسيمبندى آن باشد كه در زمانهاى پيش از نوشته شدن كتاب مذكور ، خراسان و ماوراء النهر دو حاكم جداگانه داشته و دو مركز جدا از هم بشمار مىرفته و دو ماليات جداگانه به دستگاه خلافت مىپرداختهاند . در اين زمينه حدود العالم مىنويسد : « . . . و اين ( خراسان ) ناحيتى است با هواى درست و مردمان قوى و تندرست و پادشاى خراسان اندر قديم جدا بودى و پادشاى ماوراء النهر جدا و اكنون يكى است و مير خراسان به بخارا نشيند و از آل سامان است و از فرزندان بهرام چوبيناند و ايشان را ملك مشرق خوانند و اندر همه خراسان عمال او باشند » 43 . نويسندهء ناشناس حدود العالم اين بخش از مشرق را به چهار قسمت به شكل زير كرده است : 1 ) ناحيت خراسان 2 ) ناحيت حدود خراسان 3 ) ناحيت ماوراء النهر 4 ) ناحيت حدود ماوراء النهر به نظر مىرسد كه حداقل سه ناحيهء نخستين ، براساس تعاريف ديگر نويسندگان قديمى در حقيقت سرزمين خراسان بزرگ را تشكيل مىدهند و تقسيم خراسان بزرگ به چهار ناحيت بالا از سوى اين نويسنده و نويسندگان ديگر به احتمال زياد جهت سادهتر كردن توضيحات جغرافيايى و تاريخى بوده است . نويسندهء حدود العالم در تعريف حدود و مرزهاى خراسان مىنويسد : « ناحيت مشرق وى هندوستان است و جنوب وى بعضى از حدود خراسان است و بعضى بيابان گركس كوه و مغرب وى نواحى گرگان است و حدود غور و شمال وى رود جيحون است و اين ناحيتى است بزرگ با خواستهء بسيار و نعمتى فراخ و نزديك ميانه آبادانى جهان است . . . » 44 . اين نويسنده در شرح خراسان ادامه مىدهد كه در اين ناحيه لباس بسيار توليد مىشده و داراى زر و سيم و پيروزه و دارو